|

انگیزش: انگیزش موضوعی گسترده و پردامنه بوده و طیفی گوناگون از تشویق و تنبیه گرفته تا ویژگی های عاطفی افراد را شامل می گردد.به طور کلی، هر عاملی که با برانگیخته شدن مرتبط باشد، در زیر مجموعه ی انگیزش جای دارد.

البته موضوع انگیزش، فقط به دادن و ندادن جایزه(تشویق یا تنبیه) محدود نمی گردد و در جریان آموزش بسیاری از نکات می توانند جزء موضوعاتی آنگیزشی تلقی شوند. بطور مثال: وقتی از معلم خواسته می شود در آغاز درس، هدف های آموزشی را بیان نماید، یا وقتی شرایطی را بوجود می آوریم که دانش آموزان از عملکرد خود احساس رضایت نمایند، یا هنگام آموزش مطالب تازه، از مثال های آشنا و کاربردی استفاده می کنیم، یا با استفاده از روش های متنوع آموزشی دانش آموزان را به مشارکت در یادگیری ترغیب می کنیم، در همه ی این موارد، در واقع با موضوعی انگیزشی سر و کار داریم.

وقتی از تشویق سخن می گوییم، فقط تصوراتی مانند دست زدن یا جایزه دادن (پاداش های عینی) به ذهن افراد می آید. تنبیه هم به طور معمول، کتک زدن (تنبیه بدنی)، البته با درجات متفاوت، تلقی می شود. لذا اگر با دیدی عمیق و گسترده تر به مفهوم انگیزش توجه کنیم، شاید بعضی از تصورات رایج را در مورد تشویق و تنبیه از ذهن خود پاک کنیم.محدود کردن اصطلاح انگیزش به چند موضوع معمولی و قدیمی، ما را از فهم کارکرد واقعی آن دور خواهد ساخت. صاحب نظران روان شناسی تربیتی، انگیزش را عاملی مهم و اساسی در یادگیری مؤثر و به عبارت بهتر، قلب تربیت دانسته اند.
لذا انگیزش را نمی توان مانند همه ابعاد و مباحث شخصیّتی موضوعی مجزا و مجرد در نظر گرفت. بلکه انگیزش از یک سو بر ابعاد شخصیّتی انسان تاثیر می گذارد و از سوی دیگر، از شخصیت انسان نیز تاثیر می پذیرد.مثلاً پیشرفت یک دانش آموز در یک درس انگیزش او را بالا می برد و به همین ترتیب،دانش آموزی که انگیزه ی بالایی دارد، بهتر درس ها بهتر یاد می گیرد. یا دانش آموزی که روابط اجتماعی مطلوبی دارد، از اطرافیان بازخوردهای مثبت دریافت نموده و روحیه ی خوبی برای مشارکت دارد. دانش آموز با انگیزه هم، از زمینه های بیشتری برای حضور در جمع و گسترش روابط اجتماعی برخوردار است.نکته اساسی و مهم این است که انگیزش موضوعی درهم تنیده با همه ی ابعاد شخصیت است.
برخلاف تصور بعضی، انگیزش نه تنها مفهوم ساده ای نیست،بلکه ایجاد و تقویت آن نیز کار آسانی نیست، اگر برداشت های کلیشه ای از انگیزش را کنار بگذاریم، اهمیت و جایگاه آن را بهتر درک خواهیم کرد. این مهم، هم برای مدرسه و هم برای معلم، نتایجی در بر دارد. نتیجه ی مدیریّتی موضوع آن است که مدرسه باید برای انگیزش هم طرح و برنامه داشته باشد. داشتن غرفه ی جوایز، نصب عکس دانش آموزان برتر روی تابلو، دادن کارت جایزه و ... ، تصوراتی ساده انگارانه از موضوع انگیزش است. بحث در باره ی نظام انگیزشی، می تواند یکی از موضوعات جدی هر مدرسه ای باشد.
گاهی لازم است معلمین نیز دانش خود را در باره ی انگیزش و به همین منوال در باره ی تشویق و تنبیه ارتقا دهند. ما معلمان ناگزیریم در باره ی انسان امروزی، به ویژه کودک و نوجوان، حقایق تازه ای را بیاموزیم. امروزه در مورد مباحث مربوط به تربیت و یادگیری، نکته ها و دیدگاه های جدیدی مطرح هستند. بخش عمده ای از این نظریه ها به انگیزش مربوط است. در همه ی مباحث امروزی آموزش و یادگیری، از جمله هوش های چند گانه، خلاقیّت ، آموزش پژوهش محور، و یادگیری مشارکتی، انگیزش یکی از ارکان مهم به شمار می رود.
همه ی ما، گاهی اهمیت و نقش انگیزش را در زندگی فراموش می کنیم و به همین دلیل، فرصت های لذت بردن از زندگی را از دست می دهیم یا این فرصت ها را از دیگران می گیریم. زمانی می توانیم دانش آموزان را به آموختن بر انگیزانیم که خودمان برای آموختن و تغییر یافتن بر انگیخته باشیم. معلم نمی تواند مثل کارمندی باشد که پشت میز یا باجه می نشیند و فقط جواب ارباب رجوع را می دهد. عواطف و روحیات معلم در کاهش نقش اساسی دارند. انگیزش معلم با انگیزش دانش آموز گره خورده است.
هر رویکرد انگیزشی، ابزارهای خاص خود را می طلبد. هم چنین، تمرکز صرف بر ابزارها و غفلت از خاستگاه آن ها،موضوع مهمی در بحث انگیزش است. آن چه باید مشخص کند، از کدام ابزارهای انگیزشی می توان استفاده کرد؟چرا مدرسه باید غرفه ی جوایز داشته باشد؟ چرا باید شاگرد اول،دوم و سوم تعیین کنیم؟ چه ضرورتی برای تشویق عده ای سر صف وجود دارد؟ چرا باید به دانش آموزان یا برخی از آن ها هدیه داد؟ چرا باید عکس دانش آموزان برتر را روی تابلو نصب کرد؟ چرا دانش آموزان را به رقابت با هم وادار نمود؟ آیا نباید دیدگاه و رویکرد مدرسه و معلمان در این موارد مشخص شود؟
یکی از تبعات روش های ایجاد انگیزش و ابزارهای تشویق در مدرسه دادن جایزه است. پیرامون ویژگی های جایزه و ضرورت وجود آن، تردیدهای زیادی وجود دارد که تمامی آن ها جای بحث و بررسی دارتند. اما نکته ای که در حال حاضر بیشتر می تواند مورد تامل قرار گیرد، نوع جایزه است. آیا مهم، دادن جایزه است و نبایدبه نوع آن توجه کرد؟
با رواج انواع اجناس ارزان قیمت که به طور معمول از کیفیت پایینی نیز برخوردارند، مدارس به سمت خرید کالاها روی آورده اند. گاهی اوقات در مدارس اجناسی به عنوان جایزه خریداری می شوند که کاربرد ندارند یا حداقل برای عده ای از دانش آموزان، داشتن و نداشتن آن مهم نیست.
قضاوت در مورد انگیزش دیگران همیشه کار ساده ای نیست. گاهی شناسایی وضعیت انگیزشی افراد از روی شاخص های ظاهری، به نتایج نادرستی می انجامد. بسیاری دیده شده است که دانش آموزی از انگیزش تحصیلی مطلوبی بر خوردار نیست، ولی در زمینه های فردی و مورد علاقه ی خود، انگیزش سطح بالایی دارد، ممکن است دانش آموزی هم در درس خواندن انگیزه داشته باشد، اما به سایر زمینه ها علاقه ای نشان ندهد. قضاوت در باره ی انگیزش، در مورد زیادی مستلزم تحلیل های دقیق است و بر همین اساس هم باید برنامه های عملیاتی تشویق و تنبیه را در مورد این دانش آموزان خاص سامان داد.
انگیزش را نمی توان به مجموعه ای از باید ها و نباید ها محدود کرد.انگیزش تحمیلی و اجباری نیست و به کار بردن تعابیری چون: << باید در کودکان انگیزش به وجود آورد>> ویا << کودکان را باید وادار کرد >> ، جای تامل دارد. شاید این گونه تعابیر، مصداق هایی از ساده انگاری در مورد انگیزش باشند.
انگیزش برخواسته از نیازهای درونی انسان است. حتی اگر جریان انگیزشی از بیرون وارد عمل شود، زمانی مؤثر خواهد بود که با نیازهای درونی سازگار باشد. انگیزش تحمیلی و اجباری، تاثیری محدود و گذرا دارد. بسیاری از برنامه های تشویق و تنبیه جاری در برخی مدارس، از همین نوع نگاه نشئت می گیرد.

برگرفته از ماهنامه رشد آموزش ابتدایی
استفاده از مطلب با ذکر منبع بلا مانع است.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۹ساعت 19:15 توسط حمید رضا افشاری
|
|